كاركرد علوم اجتماعي ودين : رقيه كلوند
مقدمه
جامعه شناسی دین عبارت ازآن قسم ازمعرفت بشری است که با به کار بستنن روشهای تحقیق علمی درجهت بررسی ومطالعه اعیان خاص جامعه شناسی ازقبیل سازمانها ونهادهای دینی روابط وساختار سنتی دینی تغیر درساختار فرهنگی وهنجارهای دینی تلاش میکند .به همین دلیل بزرگان جامعه شناسی غرب کنت – دورکیم – مارکس همه براین باور کلی هستند که مطالعه پدیده های ساختی وفرایندهای هنجاری وفرهنگی دین بایستی به عنوان یکی از موضوعات اصلی جامعه شناسی شناخته شود .به عبارت دیگر جامعه شناسی دین یکی ازشاخه های مسلم واز پیش شناخته شده جامعه شناسی است پس جامعه شناسی دینی دین نه تنها به این دلیل موجودیت دارد که کار جامعه شناس است بلکه به دلیل دیگری نیز شاخه ای مسلم از علم جامعه شناسی است زیرا هیچ جامعه ای یافت نمی شود که در آن دین یافت نشود وهیچ دینی نیز یافت نمیشود که بررفتار گروهی وهنجارهای فرهنگی سیطره نداشته باشد اگر جامعه شناسی صنعتی فقط در جوامع صنعتی ضرورت یابد وجامعه شناسی روستایی در جوامع روستایی دین در هر مقطع و دوره تاریخی و هر محل ویا هر موقع جغرافیایی هر جا که گروهی انسان تشکیل اجتماعی داده باشند یافت میشوند و به قول مولانا آفتاب آمد دلیل آفتاب .
بنا براین اگر به اغلب فرهنگها رجوع شود قسمتی را تحت عنوان بررسی رفتارها و سازمانهای دینی خواهیم یافت . بعنوان مثال (جامعه شناسی دین عبارت است از تجزیه و تحلیل جامعه شناختی نهادهای دینی در مطالعه روانشناسی اجتماعی پدیده های دینی . دین به عنوان کنش متقابل اجتماعی تلقی شده و با رجوع و توجه به مفاهیم عمومی جامعه شناسی مورد مطالعه قرار میگیرد . شامل مسائلی از قبیل رهبری قشر بندی و اجتماعی شدن ) ویادربررسی دیگر مفهوم جامعه شناسی دین درکار جامعه شناسان قرن نوزدهم بابرخورد به مفاهیمی از قبیل جامعه نگاری دین نتیجه کلی رابه شرح زیرترسیم می کند :
کنت- دورکیم- مارکس- وبر- همگی به قضیه اصلی ومهمی مشترکا باور دارند وآن اینکه دین درباره خدایان است وبه عنوان فعالیتهای گروههای دینی نهادی شده میتواند مورد مطالعه قرار گیرد .
کارکرد دین ومفاهیم دینی
دین کارکردهای مختلفی را برای جامعه وفرد به انجام میرساند دین برای جامعه معنایی از اجتماع واجماع را بوجود می آورد وآن راتحکیم می بخشد رفتارهای ضد اجتماعی را منع نموده وراههایی را برای انسجام دوباره متخلفین پیشنهاد میدهد .
جامعه شناسان دین را بعنوان یکی از نهادهای اجتمایی مهم که هم به لحاظ افراد وهم به لحاظ جوامع دارای اهمیت معنا داری است مطالعه می کنند دین مردم را در رویارویی با بحرانها ومرگ کمک نموده .منبعی برای ارزشهای اجتماعی فراهم کرده وبر گزینشهای فردی در بسیاری از زمینه های زندگی روزمره تاثیر میگذارد . دین همچنین یک رفتار گروهی است .هنگامی که باورها .آداب ودانش بشری امری مشترک میان مردم است از اهمیت و اعتبار خاصی بر خوردار میشود .دین با اصلاح باورها واعمال ومناسک خود رابا گرایشات وموقعیتهای متغیر همساز میکند در حالی که نتایج علمی جدال پیگیری را در برابر باورهای دینی طرح می کنند .باز به روشنی هویداست که انسان زمانیکه در صدد فهم معنای زندگی برمی آید دوباره به دین رجوع میکند . انسانشناسان نیزهرگاه درصدد مطالعه باورها- ارزشهای فرهنگی- آداب ومناسک دینی- و بررسی جهان بینی وایدئولوژی جوامع برمیا یند به برداشتی مشترک با جامعه شناسان میرسند هر دو آنها مشروعیت بررسی نهادها وسازمانهای دینی را از این نظر گاه مهم ولازم میدانند که این کنشهای مشترک توسط گروهی ویا جامعه ای مشترکا باور وعمل میشود .همین باور وکنش مشترک است که جامعه شناسان وانسان شناسان را ناگزیر از مطالعه واقعیتهای دینی می نماید .
درمتون انسانشناسی فرهنگی مطالعه نظام باورها وایدئو لوژی رابه ناگزیر به عنوان بخشی از مطالعه فرهنگ قلمداد می کنند .برای نمونه .ایدئو لوژی نشانگر دستگاهی کم وبیش منظم از باورها وارزشهای مشترک میان اعضای یک گروه اجتماعی است بدین معنا هر گروه اجتماعی ایدئو لوژی دارد وبنابراین هدف ما عبارت خواهد بود از مطالعه تنوعات نظامهای ایدئولوژیک یافته درجوامع بیسواد (نامتمدن وابتدایی)تا بدینوسیله روابط بین ایدئولوژیکی ودیگر وجوه فرهنگ شناخته شود.ویادرتعریف باورها آمده .نظام باوری بنابراین شامل تمام انواع ایده هایی است که درفرایند انتقال اجتماعی وتاریخی گسترش یافته اند پس در تعریف فرهنگ متشکل وهمگن فرهنگی را گویند که تمام باورها درآن بایکدیگر خردمندانه پایدار بوده ومتقابلا یکدیگر را تعریف ومعنا میکنند .
درتعریف نظام باوری که درمعنای کلی تر همان دین است .انسانشناسان نیز معتقدند که دین بعنوان یک نهاد اجتماعی دارای کارکردی خاص است به همین رو فقدان آن نیز بقای جامعه را مخدوش میسازد وبه همین دلیل نیز بوده است که هیچ گاه نتوانسته ایم ازجامعه ای سخن بگوییم که درآن دین موجود نبوده باشد .
چهار کارکرد عمده نهاد دین
1- انسجام عاطفی 2- بازآفرینی فرهنگی 3- معنا سازی 4- انسجام اجتماعی
مفاهیم دینی نیز باورهای فرهنگی واجتماعی مهمی رادر بردارند که نظر جامعه شناسان وانسان شناسان رابه خود جلب کرده است مفهوم اسطوره یا افسانه در انسانشناسی معنای خیالی ندارد بلکه بر عکس .اسطوره به معنای تاریخ حقیقی مردم گذشته از مهمترین متون واسناد قابل مطالعه است
کلود لوی- اشتروس شاید این دیدگاه را بیش از هر کس دیگری تا کید وبحث کرده است که اسطوره موجب پیدایش عادت در انسان میشود زمانی که حتی آنها به ریشه رفتا رخود آگاهی ندارند بدین معنا اساطیر نشان دهنده وپیام آوران فرهنگی هستند
که قوانین را که بدان وسیله مردم واقعیتهاشان را میسازند تعلیم میدهد.
ترنرهمین اهمیت انسانشناختی وجامعه شنا ختی رادرباره مفهوم دینی آداب نشان میدهد .
بنظر من اصطلاح آداب بایستی بصورت دقیقتر آن درباره اشکال رفتار دینی همراه با انتقال فرهنگی بکار رود ولی اصطلاح مناسک نسبت دقیقتری با رفتارهای دینی همراه با وضعیتهای اجتماعی دارد جایی که نهادهای حقوقی – سیاسی نیزازاهمیت بالایی برخوردارند (آداب شکل دهنده ومناسک تحکیم کننده اند)
به همین نحو است مفهوم جادو ویا دعا در تعابیر ادیان الهی که بر پایه نیت عملی گروهای اجتماعی استوار است
ودرپی انجام رساندن نیاتی است که به زندگی روزمره مردم مربوط میشود .
بعنوان نمونه مالینوفسکی معتقد است آداب جادویی به اموری که خارج از توانایی مشاهده انسانی است
مربوط میشود وعمدتا درجهت رسیدن به اداف ونتایج واقعی ومطلوب دراین جهان سوگیری شده است .
بنابراین جامعه شناسی دین که ازسده نوزدهم رسما کار خود را آغازمی کند . ازسالهای پنجاه به بعد سده کنونی دارای
ابعادتازه تری میشود وهمین موجب امیدواری برای این شاخه از جامعه شناسی شد.
جامعه شناسی دین درمیزان تاریخ
درپهنه رشد تاریخ نوین جامعه شناسی که از سده نوزدهم آغاز شده جامعه شناسی دین با دیدگاهی پوزیتویستی درکارهای کنت ودورکیم وبا کمی تفاوت در کارهای مارکس جاگرفت وپس از چندی وبر با چشم انداز تفهمی خویش گستره ی این شاخه جامعه شناسی را به پهنه های واقعی تر آن نزدیک ترنمود .دراندیشه های سه گانه فوق سه دیدگاه کاملا متفاوت رشد پیدا نمود:
1- چشم انداز پوزیتویستی . این دیدگاه که بویژه با کارهای دورکیم سرعت گرفت با اندیشه جایگزینی جامعه به جای خدا که معرف رشد اندیشه دینی درسومین مرحله کنتی بود ودر دنیوی نمایاندن دین درعرصه جدید سعی براعلام این نکته داشت که درعصر پوزیتویسم حوزه معرفت شناختی ومحدوده مطالعاتی جامعه شناسی دین بایستی به مطالعه امور مقدس ونامقدس اجتماعی وفرهنگی ونه الهی بپردازد .
2- چشم انداز جدلی – پوزیتویستی . این دیدگاه که به علت برخی تسامحات وغفلتهای مارکس از جدل هگلی فاصله گرفت دریک اندیشه مهم با پوزیتویستها همراه شد . وآن اینکه آخرین مرحله تکامل درسلسله رشد تاریخی .بهروری موهبتی است که درجامعه سرمایه داری غرب به وقوع می پیوندد واین باور قوم مدارانه راتقویت نمود که تمام موهبتها ومزیتها ومعیارهای رشد وتکامل بایستی درشیوه تولیدی ویا به زبان عام تر درشرایط اجتماعی – اقتصادی جوامع غربی یافت شود به هرحال جامعه شناسی دینی درا ین چشم اندازموظف بود تا در عصر پوزیتویسم کنتی . اندیشه خودآگاهی . طبقه برای خود راجانشین اندیشه خدا ویاهرگونه مظهر ادیان روساختی که توجیه کننده روابط تولیدی بود بنما یاند .
3- چشم انداز تفسیری . که به نمایندگی وبرآغاز ودرکارهای پدیدارشناسان آلمانی وتفسیر گرایان آمریکای ادامه وگسترش یافت ووجوه بسیار نو وراهگشا را درچشم انداز تکامل این شاخه از دانش جامعه شناسی قرار داد .وبر در چشم انداز خاص تفهمی خویش اگر چه در برخی نوسانها دچار وسوسه پوزیتویسم حاکم شد ودر صدد جایگزینی مشروعیت عقلانی – حقوقی بجای مشروعیت سنن وباورهای دینی برآمد ولی در بری رفتارهای گروهی وفرهنگی وسازمانهای دینی همتی ویژه داشت وبنیان جامعه شناسی معرفتی خویش را بر شالوده جامعه شناسی دین وتاثیر اندیشه دینی درساختار اعم از شیوه تولیدی ساخت قشر بندی – پایگاه اجتماعی وروابط والگوهایی سازمانی قرار داد مهمترین کارهای او در جامعه شناسی دین کتاب معروف وی اخلاق پروتستانی وروح سرمایه داری بود.
دین اجتماعی یا دین الهی
آیا آنگونه که جامعه شناسان بویژه اثبات گراوعوامل گرا مایل بودند اندیشه جامعه یا آگاهیهای فردی یا نظامهای اجتماعی مشروع را جایگزین الوهیت وخدا نماید جامعه شناسی دین رشد نمودویا میتوانست رشد نماید؟
تحقیقات اخیر نشان میدهد که چنین نیست برای مثال نگاه کنید به به چند گزارش تحقیقاتی پیرامون میزان شرکت درمجامع دینی که معرف دین الهی ونه دین اجتماعی است .
درحال حاضر مطالعات نشان میدهد که قسمت اعظم جمعیت جوامعی نظیر ایالات متحده سوگیری های مذهبی موهدانه دارند .
زیرا برخلاف این نظریه که افراد بیسواد . محروم از فرصتهای زندگی . پس مانده های فرهنگی ووامانده از تمدن صنعتی روی به دین موحدانه می آورند وعلیرغم تمام تحقیقات ونظریات عوامل گرایانه واثبات گرایانه ی جامعه شناسان دو سده اخیر مطالعات تازه ترنشان میدهند که افراد ازهردوموقعیت داراوندارومحروم ومرفه روی به مذهب می آورند .
کارهای اخیری که دردین انجام شده است کمتر کاهش گرای بوده اند این دسته از تحقیقات بر این باورند که دین برآورنده نیازهای بشری است واگر چه از شرایط اجتماعی تاثیرمی گیرد ولی دین رابه عنوان مدد رسانی فعال درتجارب بشری درنظر آورده وآینده اش راپایدارمیبیند.
پس جامعه شناسی دین امروزه درآخرین سالهای چرخش قرن به ایده آلای اثبات گرایانه وعئامل گرایانه جامعه شناسان سده نوزدهم پشت نمود وبدمن دخالت ذهنی وپیش گرایشات فلسفی وابسته به عصر سرمایه داری درصدد است که مطالعه رفتارهای گروهی وهنجارهای فرهنگی ساختارهای دینی را درکلیه اشکال ایستایی شناختی ویا پویایی شناختی آن مورد برسی قرار دهد .
دراین راه جامعه شناسی دین نه قصد دارد خدا راازپهنه واقعی زندگی مردم خارج نماید ونه مایل است ازپیش این فرض عوامل گرایانه را بپذیرد که دین ناشی از جهل . محرومیت . حاکمیت طبقاتی ویا بیماریها واظطرابهای روانی است بلکه برعکس:
جامعه شنای دین مایل است واقعیتهای دینی را همانگونه که هستندونه آنگونه که در قالبهای ایدئولوژیک جامعه شناسی تخمیر شده اند مطالعه کند .
جامعه شناسی دین نه الزاما خداگرایی ونه ناچارا" ناخداگرایی است .جامعه شناسی دین جامعه شناسی ساخت وفرهنگ دینی است.
جامعه شناسی دینی
جامعه شناسی دینی سعی داشت تا موضوعات دینی را بعنوان موضوعها واعیان خارجی مورد برسی قرار دهد ودرتبیین آنها بابه کار بستن روشهای علمی بکوشد در صورتی که جامعه شناسی دینی سعی دارد موضوعهای اجتماعی ونه صرفا دینی واعیان جامعه شناختی را با بکار بستن روشهای علمی ولی درقالب وچارچوب مکتبی خاص بسنجد ونقد وبررسی بنماید.
مکاتب ودبستانهای جامعه شناسی همچون دیگرشاخه های دانش بشری معمولا براساس یک دسته ازباورهایی که بدیهی ومسلم فرض گرفته میشوند ساخته میشوند . این باورها اگر چه درتحقیقات جامعه شناسان همیشه وارسی میشوند ولی سایه همیشگی آنها برسر تحقیقات نیز دیده میشود .
جامعه شناسی اسلامی
هرگاه نیت جامعه شناسی دین جامعه شناسان سده نوزدهم را بیاد آوریم که درپی جایگزینی جامعه ویا خودآگاهی طبقاتی ویا نظام عقلانی – حقوقی بجای خدا بودند درخواهیم یافت که درمکاتب جامعه شناسی به معنای دینی که همین جامعه شناسان درذهن داشتند. یعنی دین به منزله دین اجتمایی همگی به ناگزیر به نوعی جامعه شناسی دینی می بایستی معتقد باشند .
بدین معنا جامعه شناسی دورکیم نیزدربحث پیرامون نهاد دین گرچه به مفهوم الهی آنرارد میکند .بازبه نوعی جامعه شناسی دینی میرسد ولی خدادرنهاد دین نه موجودی ما بعدالطبیعی بلکه جامعه انسجام یافته بود . به همین سیاق مارکس ووبر نیز به روال خاص خودشان جایگزینیهای مناسبی پیدا نمودند .
مارک درمعنای جامعه شناسی دینی خود براین باوربود که موضوعات جامعه شناختی همه تحت سیطره خدای سرمایه داری یا فرهنگ روساختی قرار دارند ومهمترین اشکال جامعه نیز همین وابستگی طبقاتی بوده است .
وی امیدداشت درفرجامین دوره نظام طبقاتی ویا طلیعه نوین جامعه مردم گرای تایخ آزادی بشربا خدای دنیوی شده وآزاد گشته ازبند طبقات به شکل آگاهی طبقاتی تجلی یابد .
پس دومفهوم اساسی رادرجامعه شناسی دینی باید ازهم جدانمود:
1- جامعه شناسی دینی سده نوزدهم که مصداق ادیان اسطوره ای میباشند واصول موضوعه آن نیزبه ادیان دنیوی شده برمیگشت که امروزه با عنوان مکاتب درجامعه شناسی حاوی اصول موضوعه ومفروضات مسلمی شناخته شده ومبنایی برای تفسیرهای بعدی رامیسازندواین مفروضات ازعلوم وفلسفه مقبول همان عصراستنتاج شده اند .
2- مفهوم خدادراین مکاتب به مفاهیمی ازقبیل جامعه خودآگاهی طبقاتی ویا نظام عقلانی – حقوقی- با تلفیقی فرهمندانه تبدیل شد. ولی درجامعه شناسی دینی به دو مفهوم دین الهی بویژه نوع اسلامی آن که مدنظرماست اشاره شده است:
الف :اصول موضوعه نه ازعلوم وفلسفه مقبول بلکه ازکلام خدا وسنن نمایندگان منصوب وی اخذواقتباس میشود.
ب :مفهوم خداتابع هیچگونه تبدیل وفروسایی قرارنمیگیرد.
پس جامعه شناسی اسلامی بعنوان یک مکتب جامعه شناختی همچون دیگر مکاتب دارای اصول موضوعه- روش علمی مشخص ومتداول دردانش جامعه شناسی مادرونیزموضوعات قابل مطالعه درجامعه شناسی مادرمیباشد.
جامعه شناسی اسلامی به عنوان یکی ازشاخه های جامعه شناسی دینی دارای همین دو تفاوت عمده با جامعه شناسی دورکیم- مارکس و- وبراست:
نخست آنکه دراین مکتب خدا به همان مفهوم متداول هستی شناسانه تنها وجود ویگانه معبود درنظر آورده میشود وتجلی اودرسنن وقوانین جهان هستی بویژه درکلام خدا وسنن انبیاء ائمه نمودارتر دانسته میشود .
دوم آنکه اصول موضوعه نیزبایستی ازهمین کلام وسنن استخراج واستنباط شود ونه از اصول موضوعه مکاتب علمی ویا فلسفی موجود.
نتیجه گیری
جامعه شناسی اسلامی از نظر ما کاهش گرایی اثبات گرایان وتضادیون وتفهمی های متقدم رادرباره خدا که سعی درفروسایی مفهوم خدا بعنوان واقعیتی اجتمایی داشتند نمی پذیرد .
جامعه شناسی اسلامی چون دیگر شاخه های جامعه شناسی مبتنی است بر نوعی معرفت بشری با اصول موضوعه ومفروضات مسلم موجود ومنتج از نظام تشیع عرفانی ووحدت وجودگرایی جدلی سعی دارد با بکاربستن روشهای علمی متداول درجامعه شناسی وتعبیه روشهای متناسب جدید درشناخت موضوعات جامعه شناختی درتمام حالات ایستایی وپویایی شناختی درتمام سطوح خرد وکلان وجهانی ودرتمام لایه ها ازسطحی گرفته تا عمقی آن همت گمارد.
گردآورنده:رقیه کلوند
دبیر علوم اجتماعی دبیرستان شهدای رزین
منابع:
- جامعه شناسی درادیان – دکترح- ا- تنهایی
- پیدایش دین وهنر- مورگان- جان دی
- جهان بینی ایرانی- مهرگان- هوشنگ
از اهداف مهم برای ساخت این وبلاگ اطلاع رسانی به مردم در باره ی علوم اجتماعی و جامعه شناسی و ارتباط همکاران با یکدیگر و استفاده از علوم جدید و...